السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

149

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

منتهى شد هم‌راه بازهد و ورع وامربه معروف و نهى ازمنكر واستوارى در دين . . . . » « 1 » 2 - يافعى : « شيخ فقيه ، علّامه ، امام ، فتوادهنده ، مدرّس ، قاضى ، خطيب ، سلطان دانشمندان و جايگاه پذيراى پاكان ، پيشتاز دوران خويش بر ديگر هم‌رديفان ، درياى دانش‌ها و معارف و بزرگ‌داشته شده در ديگر كشورها ، داراى پژوهش و نازك‌بينى و عرفان و يقين كه همراه با دانش و صلاح و جلالت و وجاهت و احترام از او مشهود بود ؛ كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هم‌راه شاذلى بر او درود فرستاد ، فتوادهنده‌ى مردم ، بزرگ اسلام ، عزّالدّين عبدالعزيزبن عبدالسّلام ، ابوالقاسم سلمى دمشقى شافعى . . . در فقه و اصول و عربى سرآمد شد و آموزش و فتوا داد ، كتاب‌هاى سودمندى نوشت و فتواهاى استوارى داد و در فنون دانش‌ها ، شگفتىهاى بىمانندى گِرد آورد ؛ از تفسير و حديث و فقه و عربى و اصول و اختلاف مذهب و دانشمندان و گفته‌هاى مردم و مأخذهاى آن تا اينكه گفته شد به درجه‌ى اجتهاد رسيده است و دانشجويان از ديگر كشورها به سوى او مسافرت كردند و شناخت مذهب به او ختم شد ؛ هم‌راه با زهد و ورع و بركندنِ گم‌راهىها و بدعت‌ها ، اقامه امر به معروف و نهى از منكر و كارهاى ديگرى كه از او شهرت يافت ؛ او حق را آشكار و به آن عمل مىكرد ، در دين سخت‌گير بود و در راه خداوند سرزنش كسى در او اثر نمىكرد ، و از قدرت هيچ پادشاه و سلطان نمىترسيد ، بلكه به فرمان خداوند و پيامبرش و آن‌چه كه اقتضاى شرع مطهّر بود ، عمل مىكرد ، او كه خداوند بيامرزدش ، در مصر به سال ششصد و شصت درگذشت . » « 2 » 3 - اسنوى : « او كه خداوند بيامرزدش ، بزرگ اسلام در علم و عمل و پرهيزكارى وزهد وتصنيف وشاگردان ، امركننده‌به معروف ونهىكننده ازمنكر بود . » « 3 » 4 - ابن‌قاضى شهبة : « او ، بزرگ ، امام ، علّامه ، يگانه‌ى دورانش ، سلطان دانشمندان ، عزّالدّين ابومحمّد سلمى بود . . . دمياطى از او روايت كرده و چهل حديث از او نقل كرده است - / و ابن‌دقيق‌العيد همانى است كه لقب « سلطان

--> ( 1 ) . العبر في خبر من غبر حوادث : 660 . ( 2 ) . مرآة الجنان حوادث : 660 . ( 3 ) . طبقات الشافعية از اسنوى 2 / 197 .